جنگل نوردی در دره دوهزار(آغوزحال به لاکتراشان)

تاریخ اجرای برنامه: پنج­شنبه 17 تا شنبه 19 مرداد 92

هزینه برنامه:  60هزار تومان برای اعضای فعال و 75هزار تومان برای افراد مهمان

سرپرست برنامه: وحید عامری

تعداد اعضای شرکت کننده: 7 نفر

اسامی اعضای شرکت کننده: وحید عامری، سولماز حشمتی، فاطمه باباخانی، محمد خندان، خسرو خندان، احسان طالبی، پریسا خندان

 

برنامه طبیعت­گردی در روستاهای منطقه دوهزار برگزار شد، اما باز هم ناتمام.

به­دلیل طی کردن این مسیر برای اولین بار و آزمایشی بودن برنامه و برنامه­ریزی آن تنها از روی نقشه­های موجود و البته پاره­ای از ملاحظات از قبیل شرایط بد جوی و نیز طولانی شدن مسیر حرکت این برنامه همانند برنامه­های قبلی در منطقه دوهزار، ناتمام ماند.

سال گذشته نیز برنامه صعود به قله خشچال و ادامه مسیر تا ییلاق آغوزحال به دلیل عقب افتادن از زمان­بندی و نیز فرسایشی شدن مدت آن و خستگی مفرط اعضا ناتمام ماند. به نظر می­رسد باید قبل از اجرای برنامه تیمی متشکل از افراد کارآزموده­تر و البته از نظر آمادگی جسمانی مهیا، جهت شناسایی و منطقی بودن مسیر وارد منطقه شوند و برنامه­ای را که تنها روی کاغذ و با چک کردن نقشه­ها و نرم­افزار­های موجود منطقی به نظر می­رسیده به واقعیت نزدیک­تر کنند.

موسسه طنین طبیعت تیرگان از ابتدای تاسیس 4 برنامه در مناطق الموت و دوهزار و سه­هزار برگزار کرده است. برنامه سال 88 که صعود به قله نرگس و ادامه مسیر در دره سه­هزار بوده  که موفقیت­آمیز بود.

برنامه سال 89 که صعود به قله خشچال و ادامه مسیر تا روستای میانکوه بوده که به دلیل نا­آگاهی و برنامه­ریزی تنها از روی نقشه و نیز نبود جی­پی­اس و البته مهم­تر از آن نا­آشنایی با منطقه گروه به اشتباه وارد نیار دره شده و با 3 روز تاخیر، بعد از 6 روز خود را به نوشا رسانده و برنامه به پایان رسیده.

برنامه سال 91 نیز صعود به قله خشچال و نیز ادامه مسیر تاییلاق آغوزحال بوده که اگرچه روی نقشه درست و منطقی به­نظر می­رسیده اما در عمل بسیار طولانی و غیر منطقی بوده و در این برنامه نیز گروه پس از وارد شدن به دره میاندشت به روستای لاکتراشان و از آنجا به لگا رفته و برنامه نیمه­تمام به پایان رسیده است.

برنامه امسال نسبت به سال­های گذشته منطقی­تر بود. اما این برنامه نیز از نظر زمانی بسیار شکننده بوده و در نهایت این برنامه هم که قرار بود از آغوزحال شروع شود و پس از گذشتن از ییلاق­های ولگسر و روستاهای لاکتراشان و نوشا در روستای میانکوه به پایان برسد، به­دلیل کمی جابجایی در زمان برنامه و نیز شرایط بد جوی و البته اصطحلاک اعضای شرکت­کننده در نهایت در روستای لاکتراشان متوقف می­شود.

 

توضیحات کلی در مورد موقعیت منطقه و مسیر برنامه:

منطقه دوهزار شامل روستا­ها و ییلاق­های بسیاری ­است که می­توان برنامه­های بسیاری را در قالب کوهنوردی و جنگل­نوردی در آن اجرا کرد. در این میان لاکتراشان یکی از دورترین روستاهای منطقه است­ که به­دلیل نبود جاده ماشین­رو و سخت­بودن مسیر دسترسی به­ آن بافت قدیمی و بکر بودن خود را حفظ کرده و یکی از روستاهای ییلاقی بسیار زیبای منطقه دوهزار محسوب می­شود.

این روستا در شرق روستای لگا و در جنوب جنگل­های ولگسر و شمال شاه­سفید­کوه قرار دارد. ییلاق لاکتراشان در فصل سرما خالی از سکنه می­گردد و در ماه­های گرم سال پرجمعیت و پر رفت و آمد است. این روستا از ییلاقات باستانی و نیمه جنگلی است که دارای موقعیت جغرافیایی مناسب نسبت به منطقه دوهزار از طریق راه باستانی هزار چم، منطقه اشکورات و رامسر است و از طرف دیگر با آثار باستانی که در اطراف خود دارد، خود نشانه­ای از زندگی نیاکان ما در ادوار کهن این مرز و بوم است.

در این برنامه قرار بود از تنکابن با مینی­بوس به ییلاق آغوزحال رفته و جاده خاکی بالای ییلاق را نیز با مینی­بوس تا نزدیک ولگسر ادامه دهیم و از آنجا مسیر پاکوب را روی دامنه شرقی دره میاندشت تا روستای لاکتراشان طی کنیم و حداکثر تا پایان روز اول خود را به روستای لاکتراشان برسانیم، در روستا کمپ کنیم و روز بعد روی دامنه شرقی ارتفاع گرفته و خود را تا دوراهی نوشا برسانیم و تا پایان روز دوم نیز در روستای نوشا کمپ کنیم و صبح روز سوم نیز از روستای نوشا تا چشمه میانلت پایین آمده و موازی با رودخانه پیش برویم و به روستای میانکوه برسیم و از آنجا نیز با مینی­بوس به تنکابن برگشته و بعداز ظهر به سمت تهران حرکت کنیم. اما متاسفانه به­دلیل شرایط بد جوی و عقب­ماندن از زمان­بندی، این برنامه در نیمه خود به پایان رسید.

شرح برنامه:

ساعت 10 شب چهارشنبه 16 مرداد قرار است 7 نفر از همنوردان باسابقه تیرگانی در ترمینال غرب حاضر باشند تا با اتوبوس­های فوق­العاده به تنکابن برویم. از ابتدای هفته دنبال بلیت برای تنکابن بودیم اما آخر هفته عید است. همه به سمت شمال هجوم آورده­اند. در این آشفته بازار سمند­های خطی ترمینال غرب که در روزهای عادی با کرایه 23هزار تومان به تنکابن می­روند برای هر نفر 50هزار تومان مطالبه می­کند که در استطاعت ما نیست. متاسفانه از اتوبوس­های گذری و فوق­العاده به تنکابن هم خبری نیست. با دوستان مشورت می­کنیم و قرار می­شود با اتوبوس­های فوق­العاده به لاهیجان برویم و از آنجا با ماشین خود رابه تنکابن برسانیم. ساعت 11:30 شب است که اتوبوسمان به­سمت لاهیجان حرکت می­کند. پس از یک ساعت اتوبوس در اتوبان کرج خراب می­شود و زمان زیادی معطل می­شویم تا اتوبوس دیگری از راه برسد. سوار می­شویم و به سمت لاهیجان حرکت می­کنیم.

 

روز اول:

ساعت 7:30 صبح است که با تاخیر زیادی به لاهیجان می­رسیم. بلافاصله دو دستگاه سمند کرایه می­کنیم و از لاهیجان به سمت تنکابن حرکت می­کنیم. ساعت 9:5 صبح به تنکابن می­رسیم. از قبل با آقای بهشتی راننده مینی­بوس هماهنگ کرده­ایم، پس سوار مینی­بوس آقای بهشتی شده و از جاده جنگلی به سمت آغوزحال می­رویم. پس از حدود 2 ساعت به آغوزحال می­رسیم. طبق نقشه جاده خاکی بسیار مشخصی از آغوز حال تا نزدیکی ولگسر پیش می­رود. اما پس از رسیدن از اهالی قهوه خانه آغوزحال می­شنویم که تنها با وانت نیسان می­توان از این جاده عبور کرد. به ناچار از مینی­بوس پباده شده و پس از یک ربع ساعت توقف، مسیر را پیاده به سمت ولگسر ادامه می­دهیم. کمی از جاده را که پیمودیم راه پاکوبی پیدا کرده و از جاده خارج می­شویم و مسیر را از میان جنگل تا ولگسر ادامه می­دهیم. پس از حدود 3 ساعت پیمودن این راه نهایتا ساعت 2 بعدازظهردر میان مه و قطرات ریز باران و جاده گل­آلود و خستگی راه به ییلاق ولگسر می­رسیم. می­خواهیم ناهار بخوریم. اما باران امان نمی­دهد. مردی از اهالی ولگسر با مهربانی اتاقی به ما می­دهد، آتشی روشن می­کند و جانمان گرمایی می­گیرد. ساعتی را به خوردن ناهار می­گذرانیم. مرد روستایی از پسر کوچک خود می­خواهد که با ما آمده و مقداری از راه را نشانمان دهد. به مسیر خود ادامه می­دهیم. باران بی­امان چند روز گذشته تمام راه پاکوب را پر از گل و لای کرده و این خود انرژی بسیاری از ما می­گیرد. وارد دره میاندشت شده­ایم. لحظاتی مه کنار می­رود و این طبیعت زیبا رخ می­نمایاند. اما دیری نمی­پاید که دوباره مه همه جا را پوشانده و این تنها صدای بیرون کشیدن پا از میان راه گل­آلود است که به گوش می­رسد. پس از حدود دوساعت و نیم به اولین آرام گوسفندان می­رسیم. از زمان­بندی برنامه بسیار عقبیم. به مسیر ادامه می­دهیم تا اینکه جنگل شروع می­شود. در اینجا دو راه به صورت مشخص وارد جنگل می­شود. راه بالا باریک­تر و راه پایین با پهنای بیشتر. در اینجا ما به اشتباه وارد راه بالایی و باریک تر شده ونیم ساعت از وقتمان به هدر می­رود. مجددا برمی­گردیم و مسیر را از راه پایینی ادامه می­دهیم. داخل جنگل می­شویم. هوا کم­کم رو به تاریکی گذاشته و توانمان برای ادامه مسیر تحلیل می­رود. ساعت حدود 9 شب است که جایی مسطح را در بالای راه پاکوب پیدا کرده و در تاریکی شب چادر می­زنیم.

روزدوم:

7 صبح جمعه بیدارباش است. لباس­ها و همه وسایل خیس است. یکی از اعضا سعی می­کند آتشی روشن کند. پس از تقلای زیاد نهایتا موفق می­شود و اعضا کم­کم از چادرها بیرون می­آیند. القصه ساعت 9:20 صبح صبحانه خورده شده، وسایل جمع شده و راه پاکوب گل­آلود را به سمت جنوب می­پیماییم. پس از نیم ساعت به آرام دیگری می­رسیم که به نظر می­رسد خالی­است. همچنان راه را ادامه می­دهیم. آرام سوم هم از راه می­رسد. چشمه خوبی دارد. بطری­ها را از آب پر می­کنیم و مسیر را ادامه می­دهیم. پس از گذشتن از آرام سوم و چشمه، شیب پاکوب به طور قابل­ملاحظه­ای افزایش پیدا می­کند. و مسیر به سمت بالا می­رود. متاسفانه ما در اینجا از مسیر درست خارج شده و پاکوبی را که مستقیم به داخل جنگل می­رود انتخاب می­کنیم و بیش از یک ساعت و نیم زمان را برای پیدا کردن راه درست هدر می­دهیم. نهایتا مسیر را به سمت بالا رفته و راه پاکوبی مناسب پیدا کرده و ادامه می­دهیم تا اینکه حوالی 2 بعدازظهر به بالای روستای لاکتراشان می­رسیم. در اینجا ارتفاع کم کرده و وارد روستا می­شویم. با توجه به اینکه سال گذشته را در مسجد روستا سپری کرده بودیم. امسال نیز به مسجد رفته تا در ایوان آن بساط ناهار را مهیا کنیم. برای خرید نان به تنها مغازه این روستا می­رویم. در اینجا با خانم تالشی آشنا می­شویم ایشان اتاقی به ما می­دهد و آتشی روشن می­کند. پس از صرف ناهار و بحث و بررسی مسیر برنامه با سایر اعضا با توجه به عقب­بودن از زمان­بندی و نامساعد بودن وضعیت هوا از خیر ادامه مسیر می­گذریم و قرار می­شود که شب را در روستای لاکتراشان بگذرانیم. خانم تالشی غروب به ما سر میزند و ما را به اتاقی بزرگ­تر دعوت می­کند و بخاری هیزمی را روشن می­کند. با دوستان گرم صحبت می­شویم. شام میخوریم و میخوابیم. روز دوم هم به­پایان می­رسد. تمام طول شب غرش صدای رعدوبرق چرتمان را پاره می­کند. تصمیم عاقلانه­ای گرفتیم.

روزسوم: صبح روز شنبه پس از صرف صبحانه و خرید تخم­مرغ و پنیر محلی از خانم تالشی خداحافظی می­کنیم و مسیر را به سمت پایین روستا و پل روی رودخانه ادامه می­دهیم تا خود را به لگا برسانیم. با آقای بهشتی هماهنگ کرده­ایم و قرار است به جای روستای میانکوه به روستای لگا بیاید. جاده خاکی را به سمت روستای لگا طی می­کنیم و از آنجا نیز مسیر را ادامه می­دهیم تا نهایتا ساعت 12:30 ظهر آقای بهشتی را ملاقات می­کنیم و به سمت تنکابن بازمی­گردیم. کمربندی تنکابن رستورانی پیدا کرده و دلی از عزا در­می­آوریم. پس از صرف ناهار و گشتی کوتاه در ساحل  به ترمینال تنکابن رفته و بازمی­گردیم.

 

 

ملاحظات و پیشنهادات:

  • جاده چالوس در روزهای تعطیل و منتهی به تعطیل بسیار شلوغ است. بلیت سفر نیز برای این روزها به سرعت تمام می­شود. به همین خاطر برای تنکابن نتوانستیم به موقع بلیت تهیه کنیم. در ضمن وضعیت در این روزها در ترمینال غرب نیز بسیار به­هم­ریخته و نابسامان هم می­شود. بنابراین برای این تاریخ­ها باید خیلی زود اقدام کنید. از ترمینال آرژانتین تعاونی رویال سفر تنها یک سرویس به مقصد تنکابن دارد. سایر اتوبوس­ها از تعاونی ایران پیما و ایران­پیمان به مقصد تنکابن حرکت می­کنند. همچنین سمندهای خطی مسیر تهران- تنکابن واقع در ترمینال غرب برای مسافران عقب نفری 23هزار تومان و برای صندلی جلو نفری 27هزار تومان مطالبه می­کند که در این ایام تعطیل به خاطر شلوغی جاده به نفری 50هزار تومان هم قانع نبودند. بسیاری از آنها می­گفتند که اگر جاده بسته باشد باید از جاده دیزین به تنکابن رفت.
  • برای این سفر به سایت هواشناسی com مراجعه شد. برای روستای لاکتراشان در تمامی روزها هوایی آفتابی گزارش شده بود به جز احتمال بارش و رعد و برق که با درصد کمی برای روز شنبه پیش­بینی شده بود. اما با کمال تعجب پس از وارد شدن به منطقه متوجه شدیم که بیش از 20 روز است که مه و بارندگی ادامه داشته و تمامی مسیر پر از گل و لای است. به نظر می­رسد بررسی وضعیت هوا تنها از روی سایت­های هواشناسی جهانی به تنهایی کافی نیست و باید وضعیت هوا را از روی منابع محلی نیز پیگیری کرد
  • این برنامه، برنامه­ای آزمایشی بود و برنامه­ریزی آن تنها از روی نقشه­و نرم­افزار گوگل­ارث انجام شده بود. درست این بود که تیمی از افراد باتجربه­تر و دارای استقامت کافی ابتدا وارد منطقه شده و مسیر را بررسی می­کرد. اگرچه در این مسیر به مشکل خاصی برنخوردیم اما با احتساب مسیرهای اشتباه نزدیک به 10 کیلومتر به مسیری که ابتدا برنامه­ریزی کرده بودیم اضافه شد.

 

شماره تلفن­های مورد نیاز:

آقای بهشتی راننده مینی­بوس:………………………………………………………………………..09112915827

تعاونی­های تنکابن:…………………………………………………………………………01924272400و01924228040

آقای حاتمیان:………………………………………………………………………………………….09112914406

داود لاکتراشی از اهالی روستای لگا:…………………………………………………………………09113924462

مهندس رسول شمس رئیس شورای شهر لگا:…………………………………………………….09111960352

بیلان مالی سفر:

بلیت اتوبوس تا لاهیجان: ………………………………………………………………………….84000= 12*7

هزینه یک پژو و یک سمند از لاهیجان تا تنکابن: …………………………………………………….60000=30*2

هزینه مینی­بوس:………………………………………………………………………………………………300000

هزینه اتوبوس برگشت:………………………………………………………………………………….84000=12*7

سود سرپرست:………………………………………………………………………………………………………………0

جمع هزینه های برنامه:…………………………………………………………………………………………528000

درآمد برنامه:………………………………………………………………………………455000=360000+75+20

ضرر برنامه:………………………………………………………………………………………………………73000

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تهیه و تنظیم: وحید عامری

  1. 1. مشهدی، پرویز. بوم­شناختی البرز غربی. معین. 1389.
  2. توضیح اینکه خانم تالشی زن مردی از گالش­های منطقه لاکتراشان است که خود اصلیتا اهل روستای لگاست و به همراه فرزندان خود در خانه­ای بالادست مسجد روستا زندگی می­کند.

پاسخ دهید