صعود به قله خشچال و ادامه مسیر تا روستای لاکتراشان

تاریخ اجرای برنامه26 تا 29 مرداد 1391

هزینه برنامه:  39هزار تومان

سرپرست برنامه: وحید عامری

تعداد اعضای شرکت کننده: 13 نفر

 

مدتها بود که درصدد اجرای برنامه صعود به قله خشچال و عبور از سد البرز و ادامه مسیر تا یکی از روستاهای ییلاقی شمال بودیم. دو سال پیش هم همین برنامه را اجرا کردیم. منتها به دلیل ناآگاهی کافی از منطقه به اشتباه وارد دره­ای شدیم که اگرچه ما را به مقصد می­رساند اما به علت صعب و سخت بودن مسیر از ادامه برنامه با­زماندیم و با 3 روز تاخیر نهایتا از یکی دیگر از روستاهای منطقه سردرآوردیم. امسال مجددا توانستیم این برنامه را به تصویب شورای سرپرستان رسانده و در یک فرصت 4 روزه بین 26 تا 29 مرداد اجرا کنیم.

 

توضیحات کلی در مورد موقعیت منطقه و مسیر برنامه:

منطقه الموت در شمال شرقی قزوین قرار دارد و برای رسیدن به این دره بایست از میدان غریب­کش(میدان مینو) به سمت معلم کلایه حرکت کرد. با ادامه مسیر و عبور از رجایی دشت، به یک دوراهی می­رسید. راه سمت راست مسیر روستاهای معلم­کلایه، اندج، گازرخان و قلعه حسن صباح و روستاهای اتان و هنیز(که مسیر صعود به قله سیالان از جبهه جنوبی است) می­باشد و تا گرمارود و روستای پیچ­بن به پیش می­رود. مسیر سمت چپ اما ما را به دریاچه و روستای اوان و دامنه­های خشچال می­رساند. در شمال شرقی دریاچه اوان روستاهای وره­بن و اوان و در شمال غربی آن روستاهای زواردشت و زرآباد قرار دارد. بالای هرکدام از این دو روستا دویال قرار دارد که به موازات هم به خط­الراس خشچال و پرچنان می­رسند. یال شرقی که در بالای روستای اوان قرار گرفته به قله خشچال و یال غربی که در بالای روستای زواردشت قرار گرفته به قله پرچنان میرسد.

متاسفانه در بسیاری از گزارش­های صعود به قله خشچال، به اشتباه مسیر صعود را روستای زوار دشت ذکر کرده­اند که ابدا هیچ ارتباطی به قله خشچال ندارد. برای رسیدن به قله خشچال دو مسیر عمده وجود دارد که هر دو از روستای اوان آغاز می­شود. یکی از آنها مسیر معدن نام دارد که جاده آن اندکی قبل از دریاچه آغاز می­شود و نهایتا بر روی یال قرار می­گیرد و تا معدن به پیش می­رود. از آنجا نیز حداکثر 3 ساعت زمان می­برد تا خود را به خط­الراس شرقی خشچال برسانید. مسیر بعدی مسیر دره کوچال و چشمه گل­پری­است که بین دو یال شرقی و غربی قرار گرفته و برای رسیدن به آن بایست به سمت شمال دریاچه حرکت کرد و با عبور از حاشیه غربی روستای اوان وارد دره شد. این مسیر نیز پاکوب مشخصی دارد و مستقیم از سمت راست رودخانه و حاشیه مزارع و باغات به درون دره پیش می­رود. بین دو یال شرقی و غربی که ذکر آن رفت یک نیم یال کوچک قرار گرفته که چشمه گل پری بر روی دامنه شرقی آن است. با قرار گرفتن بر روی خط الراس این نیم­یال و ادامه مسیر به دامنه زینی­شکل بین خشچال و زیور چال می­رسیم. گفتنی­است که در اکثر نقاط مسیر راه پاکوب به وضوح قابل تشخیص است. پس از عبور از خط­الراس خشچال وارد منطقه­ای می­شویم که پلهم دشت نام دارد و در کف این دره روستایی به نام میج قرار گرفته که آبشار بسیار زیبایی نیز دارد. اگر خط­الراس شاه­سفیدکوه و خط­الراس خشچال را بوسیله خطی به هم متصل کنیم دو دره در دو طرف این خط بوجود می­آید. دره سمت چپ پلهم دشت و دره سمت راست دره­ایست که به نیار دره منتهی می­شود. نیار دره ابتدای دره دوهزار محسوب می­شود. این دره بسیار پرشیب است و آبشارهای بسیار بلندی در آن قرار گرفته که عبور از آن را بدون طناب و ابزارهای فرود غیرممکن میسازد. گفتنی­است در تمامی طول مسیر پس از گردنه خشچال زیورچال راه پاکوبی وجود دارد که دامنه کوه را تراورس کرده و تا روستای میج در اشکورات به پیش میرود. برای ادامه مسیر  و پیش رفتن تا شاه­سفید­کوه باید کمی قبل از گردنه پلهم­دشت از راه پاکوب جدا شده و مسیر را در جهت عکس راه پاکوب به سمت شمال­شرق طی کرد. نشانه آن نیز چشمه­ایست که البته در این فصل از سال بسیار کم­آب می­باشد. با ادامه مسیر و تراورس کردن دامنه کوه نهایتا به خط­الراس شرقی شاه­سفیدکوه می­رسیم. شاه­سفید­کوه یا کوه بلور بدلیل رنگ متفاوت آن از فاصله­های دور نیز قابل تشخیص است. بر بالای قله آن امام­زاده­ای قرار گرفته و پای آن نیز دریاچه­ای وجود دارد. این کوه مشرف به دره­ایست که میان­دشت نامیده می­شود.

 

برای رسیدن به روستای لاکتراشان دو مسیر عمده وجود دارد. یکی از آنها این است که پس از رسیدن به خط­الراس شاه­سفید­کوه مسیرمان را به سمت غرب و دره میان­دشت ادامه دهیم. گفتنی­است که در پایین آن آرامی از گوسفندان به چشم می­خورد. در کف دره نیز راه پاکوبی وجود دارد که به موازات رودخانه لاکتراشان تا روستا به پیش می­رود. یکی دیگر از راه­های رسیدن به روستای لاکتراشان این است که پس از عبور از خط­الراس شاه­سفید­کوه(شرق قله) به جای سرازیر شدن در میان­دشت مسیر پاکوب را به سمت شمال­شرق ادامه دهیم تا به دوراهی نوشا برسیم راه سمت راست روی دامنه شرقی به سمت نوشا ارتفاع کم می­کند و راه سمت چپ روی دامنه غربی به سمت لاکتراشان می­رود( گروه این راه را نرفته وتنها از روی گفته افراد محلی و گزارشات در دسترس از آن اطلاع دارد). روستای لاکتراشان جاده ماشین­رو ندارد.، حتی باید گفت که تنها دو سال است که سیستم برق­کشی به آنجا رفته. نزدیک­ترین روستا به لاکتراشان روستای ییلاقی دیگری­است که لگا نام دارد. برای رسیدن به این روستا باید از لاکتراشان به سمت بستر رودخانه حرکت کرد و مسیر را روی دامنه مقابل ادامه داد تا به این روستا رسید. مسیر ما البته ییلاق آغوزحال بود که برای رسیدن به آن می­بایست روستای لاکتراشان را کمی به سمت شرق بالا می­رفتیم. از آنجا نیز راه پاکوبی به موازات رودخانه روی دامنه کوه به سمت شمال به پیش می­رود تا با عبور از چندین گوسفند­سرا و ییلاق نهایتا ما را به ییلاق ولگسر و آغوزحال برساند.

 

 

شرح برنامه:

 

5.30 عصر روز پنج­شنبه 26 مرداد تیم صعود به قله خشچال شامل 13 نفر همه در ترمینال غرب حاضر شده­اند تا برنامه را شروع کنیم. قرار است با اتوبوس به قزوین برویم. روبروی تعاونی شاهین عصر صف طولانی جمعیت منتظر اتوبوسی هستند که هنوز نیامده. مدت زمان زیادی منتظر می­مانیم اما خبری نیست. از قرار معلوم ترافیک اتوبان کرج خیلی سنگین است تا حدی که اتوبوس­های داخل ترمینال هم حاضر به حرکت نمی­شوند. نهایتا بعد از یک­ساعت ونیم معطلی تصمیم می­گیریم که با مترو به کرج رفته و از آنجا با ماشین دربست به قزوین برویم. پس از رسیدن به کرج هم یک ساعت معطل می­شویم تا برای قزوین ماشین پیدا کنیم. نهایتا با یک ون به توافق می­رسیم و قرار می­شود ما را تا میدان غریب­کش قزوین برساند. خلاصه به سمت قزوین حرکت می­کنیم. ساعتی را به صحبت با دوستان سپری میکنیم. القصه، اندکی از 10 شب گذشته که به میدان غریب­کش میرسیم. از قبل با آقای رفیعی راننده مینیبوس هماهنگ کرده­ایم تا ما را به دریاچه اوان برساند. سوار مینی­بوس می­شویم و راه­های پرپیچ­خم کوهستانی را از رجایی دشت و گردنه قسطین­لار طی می­کنیم تا نهایتا ساعت 1.30 بامداد کنار دریاچه اوان کمپ کنیم. حدود 3 ساعت تاخیر در روز اول برنامه.

روز دوم:

جمعه ساعت 7 صبح بیدارباش است. چادرها را جمع می­کنیم و صبحانه می­خوریم. همه اینها دو ساعت به طول می­انجامد. ساعت ده دقیقه مانده به نه صبح است که به سمت شمال دریاچه حرکت می­کنیم. از میان باغ­ها و مزارع و حاشیه غربی روستای اوان می­گذریم و وارد دره کوچال می­شویم. راه را ادامه می­دهیم تا اینکه در همان ابتدای مسیر به یک دو­راهی می­رسیم یکی از راه­ها از روی پل به حاشیه سمت چپ رودخانه می­رود و مسیر دستیابی به مزراع حاشیه چپ رودخانه است و دیگری مستقیم در حاشیه سمت راست رودخانه به پیش می­رود. ما به اشتباه به حاشیه چپ رودخانه می­رویم اما پس از اندکی طی مسیر راه صعب­العبور شده و مجبور می­شویم از میان باغها به سمت بستر رودخانه برگشته و مجددا به سمت راست رودخانه برویم. القصه مجددا راه را ادامه می­دهیم و باغ­ها را پشت­سر می­گذاریم تا اینکه دوباره راه پاکوب به داخل دره و کنار رودخانه باز­می­گردد. با ادامه مسیر نهایتا به ساختمانی می­رسیم که دور آن فنس کشیده شده. از کنار فنس­ها راه ما به سمت بالا ادامه پیدا می­کند تا اینکه از بستر رودخانه ارتفاع می­گیریم. با ادامه مسیر به یک گوسفند­سرا می­رسیم. از پشت گوسفند­سرا راه پاکوب را به­صورت زیگزاگی روی دامنه کوه طی می­کنیم تا اینکه ساعت 2 بعد­از ظهر به چشمه­گل­پری می­رسیم. کوله­ها را بر زمین گذاشته و بساط ناهار و چای را علم می­کنیم. زیر آفتاب سوزان مرداد به زحمت سایه ای برای نشستن پیدا می­شود اما چاره­ای نیست. پس از صرف ناهار و اندکی استراحت ساعت 3.45 بعدازظهر به همراه بقیه اعضای گروه مسیر را روی دامنه کوه به سمت بالا تراورس می­کنیم. پس از 3 ساعت ادامه مسیر نهایتا 7.30 بعدازظهر در حالی که عده­ای از اعضا دیگر رمقی برای ادامه ندارند در مکانی مسطح نزدیک خط­الراس کوله­ها را برزمین می­گذاریم و اتراق میکنیم. اثری از دایره خورشید دیده نمی­شود. روز دوم هم به پایان می­رسد.

روز سوم:

ساعت 6 صبح روز شنبه از خواب بیدار می­شویم. اعضا را به زور از خواب بیدار می­کنیم. ساعت 7.10 صبح چادرها جمع شده و کوله­ها بر دوش راه پاکوب را ادامه می­دهیم تا از خط­الراس زینی شکل بین خشچال و زیورچال عبور کنیم. راه روی دامنه کوه به سمت راست و همزمان به سمت پایین ادامه پیدا می­کند. نهایتا به مکانی نسبتا مسطح می­رسیم که آب برف­چال­ها از شکاف کوه به پایین میریزد. کوله­ها را برزمین می­گذاریم و صبحانه می­خوریم. خوردن صبحانه نیز یک ساعتی به طول می­انجامد. ساعت 10.20 صبح راه پاکوب را مجدداروی دامنه کوه ادامه میدهیم. گفتنی­است این راه پاکوب ارتفاع کم میکند و نهایتا به روستای میج در دره اشکورات می­رسد. پس از ادامه مسیر نهایتا به یک چشمه میرسیم که البته در این فصل از سال بسیار کم­آب است. در اینجا از مسیر پاکوب جدا شده و به سمت راست و همزمان بالا حرکت میکنیم. پس از چند ساعت پیمودن مسیر از پلهم­دشت عبور کرده و سرانجام خود را به بالای گردنه دوهزار می­رسانیم. از اینجا نیار دره به­وضوح قابل تشخیص است. پس از عبور از گردنه دوهزار حدود ساعت 2 بعدازظهر با توجه به خستگی و گرسنگی اعضا در جایی نه چندان مسطح زیر آفتاب سوزان متوقف می­شویم تا ناهار بخوریم و استراحت کنیم. عده­ای ناهار می­خورند و عده­ای دیگر ترجیح می­دهند مسیر را ادامه دهیم تا به جای مناسب­تری برسیم. توقف در اینجا هم یک ساعتی از ما زمان می­گیرد. پس ازکمی استراحت دوباره مسیر را به سمت بالا و همزمان به سمت شرق طی میکنیم تا اینکه سرانجام به بالای میان­دشت میرسیم. از اینجا دو راه داریم: یکی اینکه مسیر را بدون کم کردن ارتفاع به سمت شرق ادامه دهیم تا به دوراهی نوشا برسیم. (از آنجا یک راه روی دامنه شرقی کوه تا نوشا پیش می­رود و راه دیگر روی دامنه غربی کوه ارتفاع کم می­کند تا به لاکتراشان برسد.)

راه دیگر این است که وارد میان­دشت شویم و خود را به کف دره برسانیم، از آنجا نیز راه پاکوب با اندکی ارتفاع از بستر رودخانه مستقیم به پیش می­رود تا به لاکتراشان برسد. در اینجا به­دلیل تمام شدن آب ترجیح دادیم مسیر را به سمت دره سرازیر کنیم. چون به طور حتم در کف دره آب به وفور پیدا میشد. اما مه داخل دره مانع از دیدن شیب دره میشد. تمام ترسمان این بود که به شیب­های تندی برخورد کنیم. نهایتا دل را به دریا می­زنیم و داخل دره سرازیر می­شویم. خوشبختانه به شیب­های تند هم برخورد نمی­کنیم. سرانجام به کف دره می­رسیم. کمی پایین­تر گوسفندسرایی به چشم می­خورد. همانجا مکانی مسطح پیدا کرده و کمپ می­کنیم. ساعت حدود 8 شب است.

روز چهارم:

ساعت را برای هفت صبح کوک کرده­ایم. بیدار شده و اعضا را یکی­یکی از خواب بیدار می­کنیم. کوله­ها و چادر­ها را جمع و ساعت 9 عازم حرکت می­شویم. کمی پایین­تر وارد آرامی از گوسفندان می­شویم. اهالی آنجا هم با شیر داغ از ما پذیرایی می­کنند. ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که این گوسفندسرا در فاصله­ای بعید از نزدیک­ترین آبادی قرار دارد و به زحمت ممکن است سالی چندنفر از اینجا عبور کنند. .خلاصه مسیر را از آنها جویا می­شویم. نهایتا از آنها خداحافظی کرده و راه پاکوب را در حاشیه رودخانه ادامه می­دهیم تا پس از دوساعت و نیم به روستای ییلاقی لاکتراشان می­رسیم. ساحت 11.30 صبح است.

از زمان­بندیمان عقب هستیم. قرار این بود که نهایتا تا غروب روز قبل خود را به لاکتراشان برسانیم و شب را داخل روستا کمپ کنیم. اما نزدیک به ظهر روز بعد به این روستا رسیدیم. بنابراین با توجه به عقب بودن از زمان­بندی و خستگی تعدادی از اعضا از ادامه مسیر منصرف می­شویم. طبق برنامه قرار بود از روستای لاکتراشان کمی به سمت بالا رفته واز روی دامنه مسیر را به سمت شمال تراورس کنیم تا نهایتا به ولگسر و از آنجا به آغوزحال برسیم. اما بین لاکتراشان تا آغوزحال 15 کیلومتر مسافت است و این عدم اطمینان از توانایی اعضا برای ادامه مسیر موجب میشود که از خیر ادامه برنامه بگذریم. از راننده مینی­بوسمان نیز می­خواهیم که برای بردن ما به جای آغوزحال به لگا بیاید. دو ساعتی را به خوردن ناهار و استراحت در روستای لاکتراشان می­گذرانیم. سپس حوالی 3 بعدازظهر به سمت پایین رودخانه حرکت کرده و بعد از عبور از پل چوبی مسیر خاکی و پیچ­در­پیچ را روی دامنه مقابل ادامه می­دهیم تا به ایستگاه آخر لگا می­رسیم. در اینجا ماشین­های زیادی توقف کرده­اند. مسیر را همچنان به سمت بالا ادامه می­دهیم تا پس از یک ساعت و نیم پیمودن جاده خاکی به لگا می­رسیم که بافت معماری آن همانند روستای لاکتراشان است. همچنان جاده را به سمت بالا طی میکنیم تا اینکه سروکله آقای بهشتی راننده مینی­بوس پیدا می­شود. سوار مینی­بوس شده و به سمت تنکابن حرکت می­کنیم. ماشین جاده­های خاکی و پر­پیچ و خم را طی می­کند تا اینکه پس از چهار ساعت ونیم به تنکابن می­رسیم. به کنار دریا رفته و استراحت میکنیم تا اینکه ساعت 12 شب شود و از ترمینال تنکابن به تهران بازگردیم.

 

پیشنهادها:

  1. روزهای تعطیل و یا منتهی به تعطیل به دلیل حجم بالای مسافر، اتوبان­های کرج و یا جاده­های چالوس و سایر جاده­هایی که به شمال منتهی می­شود بسیار شلوغ است. در این برنامه نیز به دلیل شلوغ بودن اتوبان کرج برنامه ما در روز اول با سه ساعت تاخیر مواجه شد و هزینه زیادی را به ما تحمیل کرد. بهتر بود به­جای اتوبوس­های خطی مسیر تهران قزوین از قطار استفاده می­کردیم.
  2. مسیر صعود به قله خشچال چه از مسیر معدن و چه از مسیر دره، هر دو از روستای اوان می­باشد. اگر قصد صعود به قله را دارید بهتر است از مسیر معدن صعود کنید که امسال نیز جانپناهی در این مسیر ساخته شده واگر قصد صعود به خط­الراس و ادامه مسیر تا پلهم­دشت و شاه­سفید­کوه را دارید بهتر است از مسیر دره­کوچال صعود کنید که شما را مستقیما به خط­الراس زینی بین خشچال و زیور­چال می­رساند.
  3. برای رسیدن به خط­الراس خشچال حداقل به یک روز کامل و برای طی مسیر از خط­الراس خشچال تا روستای لاکتراشان( با سرعت خوب) نیز حداقل به یک روز کامل زمان احتیاج دارید.
  4. به عقیده من زمان مناسب برای این برنامه اواخر خرداد و تیرماه است. نیمه اول بهار بدلیل برفگیر بودن دامنه­های این قله صعود با اندکی مخاطره مواجه می­شود. اواخر تابستان نیز به­دلیل خشک­شدن چشمه­ها و نیز کم­آبی منطقه زمان مناسبی نمی­باشد. اصولا منطقه خشچال تا رسیدن به قله و به­خصوص پس از آن(در منطقه پلهم­دشت) بسیار کم­آب و خشک می­باشد. تنها پس از رسیدن به دره میاندشت است که وضعیت اقلیمی تغییر می­کند و رودهای پر­آب و پوشش گیاهی جنگلی خود را نشان می­دهد.
  5. پس از عبور از خط­الراس خشچال باید مراقب باشید که به هیچ­عنوان به سمت شرق ارتفاع کم نکنید. اینجا ابتدای دره دوهزار است و کم کردن ارتفاع در این سمت در هر صورتی شما را وارد دره­ای به نام “نیاردره” می­کند. دره­ای که دامنه­های پرشیب و آبشارهای بلند دارد و پیمودن آن بدون طناب و ابزارهای فرود بسیار سخت و حتی ناممکن است. جهت این دره شرقی غربی است و به همراه سایر دره­های مجاور نهایتا آب خود را به رودخانه دوهزار میریزد.
  6. میاندشت دره­ای کم­شیب بوده و از این دره می­توان به راحتی به روستای لاکتراشان دست یافت. منتها باید مراقب باشید که از کدام یال به­سمت پایین میروید. نزدیک­ترین روستا به روستای لاکتراشان که جاده خاکی دارد و از آنجا می­توان به تنکابن رفت روستای لگاست. از لاکتراشان تا لگا پس از عبور از پل رودخانه وادامه مسیر روی دامنه مقابل نزدیک به یک­ساعت و نیم راه است. این را نیز باید اضافه کرد که هر روز ظهر یک مینی­بوس از لگا به سمت تنکابن حرکت می­کند که می­توان برای برگشت روی آن حساب کرد.
  7. همین مسیر را می­توان به جای رفتن به روستای لاکتراشان به روستای نوشا و از آنجا به نیک­کلایه رفت و سپس مسیر دره را تا میانکوه ادامه داد و از آنجا به تنکابن بازگشت.

یکی دیگر از برنامه­هایی که پیشنهاد می­شود این است که از تنکابن با مینی­بوس خود را به آغوزحال برسانیم و از آنجا به ولگسر برویم و مسیر 15 کیلومتری را تا لاکتراشان ادامه دهیم. از لاکتراشان نیز میان­دشت را تا دوراهی نوشا بالا آمده و به نوشا می­رویم. سپس مجددا به بستر دره بازگشته و مسیر را تا میانکوه ادامه میدهیم. این برنامه، سه روزه و سنگین اما بسیار زیباست و برای اواخر فصل بهار پیشنهاد می­شود.

 

 

شماره تلفن­های مورد نیاز:

  • شرکت مسافربری شاهین عصر(این شرکت متعلق به اتوبوس­های خطی مسیر تهران-قزوین است)…………………………………………………………………………………………………….. 44632006
  • علی آقا راننده سمند که در مسیر غریب­کش به الموت کار میکند و اگر تعداد کم بود میتوان از او کمک گرفت…………………………………………………………………………………………………..09193820280
  • آقای رفیعی راننده مینی­بوس غریب­کش تا دریاچه اوان…………………………………………….09127858074
  • آقای بهشتی راننده مینی­بوس از لگا به تنکابن……………………………………………………09112915827
  • تعاونی­های تنکابن…………………………………………………………………01924228040 و 01924272400

 

 

بیلان مالی برنامه:

 

کل هزینه اخذ شده از اعضا:…………………………………………………………………………507000=13*39000

هزینه بلیت مترو:………………………………………………………………………………………………………..4500

هزینه ون از کرج تا قزوین:……………………………………………………………………………………………..90000

هزینه مینی­بوس از قزوین تا دریاچه اوان:……………………………………………………………………………100000

هزینه مینی­بوس از لگا تا تنکابن:…………………………………………………………………………………….130000

هزینه اتوبوس برگش به تهران:………………………………………………………………………..117000=13*9000

جمع کل هزینه­های صرف­شده:………………………………………………………………………………………441500

سود خالص تیم:………………………………………………………………………………………………………..65500

.

 

 

پاسخ دهید